تبلیغات ادبی فرهنگی هنری



مطالب برگزیده

    نظرسنجی

    dle ّàلëîيû
    به نظر شما آیا حمایت افراطی مسئولین از هنرمندان مذهبی عادلانه است؟
    بله. عادلانه است.
    خیر. بی عدالتی است.

    موضوعات

    نویسنده: admin | تاریخ: 26 مهر 1392 | بازدیدها: 627
    خبری آمداز خدای جلیل

    هان همه گوش ای اهالیه ایل

    خبری که از آن خبر دادند

    در صحف در زبور در انجیل

    خبری آنقدر حیاتی که

    پابرهنه دویده جبراییل

    رفتگان هر جه زود باز آیند

    ماندگان هم رسند با تعجیل

    این خبر را نسیم هم چون باد

    برساند به گوشهای اصیل

    بعداز این ناقص است دین اله

    بی ولای علی ولی الله

    مشکن این حس بی تکلم را

    مزنی برهم این تجسم را

    که غدیراست و در خیال خودم

    دیده ام داده ایی به من خم را

    چقدر گویمت سلام و علیک

    چقدر نشنوم علیکم را

    مثل مرداب خشکم ای باران

    تو به روحم بده تلاطم را

    نظری کن بر این دل خاموش

    بزن آتش شکسته هیزم را

    از چه جز نان جو نخوردی تو

    پدرت خورده بود گندم را

    مثل توحید چون خداوندی

    که نداری شبیه و مانندی

    ای الفبای شیعه ها مولا

    مشق عین و لام و میم یا مولا

    قلم عشق روی لوح وجود

    مینویسد فقط تو را مولا

    تو چه کردی که خلق مبهوط است

    که تویی بنده یا خدا مولا

    هر چه خواهی بریز چون نیکوست

    برسد هر چه از شما مولا

    ای که خون تو در رگ شیعه

    محشری میکند به پا مولا

    مهدی میری

    نویسنده: admin | تاریخ: 26 مهر 1392 | بازدیدها: 1798
    تا ملائک همگی دور علی چرخیدند

    حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند

    حاجیانی که همگی منتظر حق بودند

    در بر احمد مختار علی را دیدند

    با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت

    چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند

    مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم

    اختران را طرف عرش خدا پاشیدند

    تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی

    دست او را همه ی آینه ها بوسیدند

    آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین

    روی خود را به کف پای علی ساییدند

    زائرانی که ز اخلاص به او رو کردند

    کوثر از دست خود فاطمه می نوشیدند



    یا علی بود که از عرش خدا می بارید

    نور مولا به سر ثانیه ها می بارید







    عاشقان تو علی دل که به دریا بزنند

    این محال است که در شیعِگی ات جا بزنند

    بارها خواسته قلب بهشت این بوده

    مثل ایوان تو در جنّت الاعلی بزنند

    عده ای که رخ ایوان شما را دیدند

    قید دیدار جنان حین تماشا بزنند

    قصد کردند ملائک همه در عید غدیر

    پرچم عشق تو را بر سر دلها بزنند

    امر و دستور خدا بوده که باید عالم

    بوسه بر خاک در حضرت مولا بزنند

    کاش میشد بشوم فرش حریم تو علی

    تا که زوّار تو بر فرق سرم پا بزنند

    مردمانی که به دنبال خدا میگردند

    باید آقا که در بیت شما را بزنند



    از غدیر تو به معراج رسیدیم علی

    کوثر از دست تو یک جرعه چشیدیم علی



    تو رسیدی که سرآغاز امامت بشود

    چشم تو معنی ایثار و رشادت بشود

    هرکسی دیده تو را لحظه شمشیر زدن

    تا ابد شیفته درس شهامت بشود

    در مقام تو همین بس که در این راه دراز

    حضرت فاطمه حامی ولایت بشود

    عکس زهرا که به چشمان تو افتاد خدا

    بین چشمان تو با فاطمه رؤیت بشود

    مطمئنم که از این جمله خدا هم راضی ست

    باید از نام تو هر ثانیه صحبت بشود

    نوکری تو مدالی ست که زهرا داده

    آنقدر نذر نمودم که عنایت بشود

    همه حرف من این است شب عید غدیر

    دیدن صحن نجف کاش که قسمت بشود



    بخدا میرسد آنکس که تو را پیدا کرد

    زین جهت بود خداوند تو را مولا کرد



    من مریض توأم ای شاه شفا میخواهم

    بی سرو پایم و آقا سر و پا میخواهم

    من بیچاره چه دارم به تو تقدیم کنم

    تازه امشب سفر کرب و بلا میخواهم

    تا محرّم بشود چند شبی مانده هنوز

    روزی نوکری از دست شما میخواهم

    دامنت را دمی از دست من آقا نکشی

    بهر شالم نخی از کنج عبا میخواهم

    التماست بکنم میکنی آقا نظری

    چادر سوخته فاطمه را میخواهم

    یک دعا کن که دل نوکر تو قرص شود

    کارم از کار گذشته ست دعا میخواهم



    روزیم را شب عید است کمی اشک بده

    راضی ام ؛ اشک مرا هم زهمان مشک بده


    مهدي نظري


    نویسنده: admin | تاریخ: 26 مهر 1392 | بازدیدها: 1196
    هرکه از دام عشقت آزاد است، خلق او را اسیر می گویند

    هرکسی گفت بی نیاز از توست، تازه او را فقیر می گویند



    عشق بیماری فراگیری ست، که اگر منشاش نگاه توست

    نام ما را که مبتلای توئیم، در صف مرگ و میر می گویند



    بین ابروی تو "اشدا" را متمایز نموده از "رحما"

    قومی آنرا بشیر می گویند، قومی آن را نذیر می گویند



    مثل احمد که در زمین و سما، صاحب نام های مختلف است

    در زمین بر شما "علی" اما، در سماوات "امیر" می گویند



    چشم های تهی ز زیبایی، سر این خانه را نفهمیدند

    به پر جبرئیل و میکائیل، پاره فرش و حصیر می گویند



    در نگاه تو هرم آتش بود، چشم هایت قسیم آن آتش

    این چنین شد که سرزمین تو را، عالمان گرم سیر می گویند



    زهر تیغ تو از غضب وقتی که به میدان به راه می افتد

    مثل باران ناگهان آن را ، خلق ، خیرکثیر می گویند



    برکه بسیار هست در دنیا، ولی آب یکی شراب شده

    همه از اعتبار نام تو بود، اگر آنرا غدیر می گویند



    پدری گر ابوتراب شود، پسرش بی گمان ابوالفضل است

    چه عجب گر به ابن شیر خدا؛ مردمان بچه شیر می گویند!



    تیغ تو تا همیشه ایام در زمین و زمان سرافراز است

    کذب محض است گر جماعت خصم، تیغ را سر به زیر می گویند





    پیمان طالبی